خاطره باز

  • منتخب
  • ۲۶ام خرداد ۱۳۹۸
  • 0 دیدگاه
للباقی

یکی از چیزهایی که از کودکی به آن علاقه داشتم این بود که هر از مدتی، آلبوم عکس ها را پهن کنم وسط اتاق و آن ها را یک دل سیر تماشا کنم. فکر می کنم از آن دست آدم های خاطره باز باشم! البته خاطره بازها غالبا اهل تعریف خاطراتشان هستند اما من بیشتر دوست دارم به آن ها فکر کنم تا تعریف کنم. شاید به خاطر همین روحیه باشد که کلی دفتر خاطره و دل نوشته دارم و اگر وقت کنم سری به آن ها بزنم کلی کیف می کنم!
همین وبلاگ دیگر امروز برای خودش یک دفترچه قطور خاطرات شده ست؛ حدود هشت سال خاطرات گوناگون!
چند روز پیش اتفاقی به یک یادداشت قدیمی ام برخوردم کلی خاطرات برایم زنده شد؛ دیدم ای بابا چرا به خاطرات قدیمی این دفترچه سر نمی زنم!! تصمیم گرفتم هر از چند روزی یکی از پست های قدیمی را باز نشر کنم تا خاطراتم را مرور کرده باشم و نگذارم برخی خاطراتم در کوران روزمرگی ها گم شود.

بعدالتحریر: وبلاگ همچنان برای من یک گوشه دنج و خلوت و آرام و بی سر و صدا درین شلوغی های مجازی ست؛ درست مثل نیمه های شب یک کویر ... .

للحق

مطالب مشابه
ارسال دیدگاه جدید
شما میتوانید نظر و پیشنهاد خود راجب سایت و مطلب را برای ما ارسال کنید.

دیدگاهی ارسال نشده است!