چرا نمی نویسم؟ چرا می نویسم؟

  • منتخب
  • ۲۵ام بهمن ۱۳۹۷
  • 0 دیدگاه

بسم الله النّور

 

گاهی دوستانی که این وبلاگ و نوشته‌هایش را مفید و مؤثر می‌دانند، ولی حتی به خود زحمت نوشتن یک نظر را هم نمی‌دهند، می‌پرسند که چرا هر از چند گاهی دم از رفتن می‌زنی؟ و در حالی که بندۀ حقیر و نوشته‌های ناقابلم را بصیرت‌افزا و باارزش می‌خوانند، ننوشتن و ترک وبلاگ (ولو موقت) را، بی‌بصیرتی می‌نامند!

یعنی این عزیزان، هم برای افزایش بصیرت خود به این وبلاگ مراجعه می‌کنند و هم به نویسندۀ همین وبلاگ، بصیرت آموزش می‌دهند! که البته بنده نصایح ایشان را به دیدۀ منت می‌پذیرم؛ اما در این مجال می‌خواهم اشاره‌ای به علت خداحافظی‌های مقطعی‌ام بکنم.

 

 

چرا نمینویسم؟

بندۀ حقیر با عنایات حضرت حق – جلّ و علی - سال‌هاست که در فضای مجازی قدم و قلم می‌زنم. از زندگی پر تلاطم و پر نشیب و فراز خود می‌زنم تا به نوشتن در وبلاگ‌هایم برسم. حقیر حدود هزار وبلاگ دارم که با نام و بی نام، در مقاطع مختلف به روز شده‌اند. چندین وبلاگ نویس حرفه‌ای جوان به بسیج سایبری نظام وارد کرده‌ام. شب و روزِ خود را وقف نگارش یادداشت‌هایی کرده‌ام که اغلب منحصر به فرد بوده و بعضاً جریان ساز شده‌اند.

 

با این که وابستگی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران افتخار است، اما حقیر برای فعالیت در فضای مجازی، همواره آتش به اختیار بوده‌ام و هرگز به هیچ نهاد و جریانی وابستگی مالی، تشکیلاتی، معنوی و ... نداشته‌ام.

 

در طول این سال‌ها بارها و بارها مورد طعنۀ دوستان، دشمنان و منافقان واقع شده‌ام؛ بارها آماج توهین و فحاشی قرار گرفته‌ام و در مقابل، یادم نمی‌آید که احدی (تأکید می‌کنم که احدی) از این جانب و از وبلاگ‌های بنده حمایت کرده باشد.

 

کمترین کار می‌توانست حمایت رسانه‌ای باشد. شما می‌دانید که یک وبلاگ و یا حتی یک یادداشت، اگر در رسانه‌ای پرمخاطب، معرفی شود، به ازدیاد بازدید می‌انجامد که خود نوعی حمایت به‌حساب می‌آید و بدون این‌که برای معرّف هزینه‌ای دربر داشته باشد، موجب دلگرمی نگارنده خواهد شد؛ دریغ و درد که تا کنون حتی یک بار این اتفاق رخ نداده است!

 

البته یکی دو بار و یکی دو یادداشت این جانب، در سایت‌های پرمخاطب معرفی شده است؛ اما این معرفی‌ها، نه برای حمایت از یک نویسندۀ حزب اللهی، بلکه به این دلیل بوده که آن یادداشت‌ها، گمشدۀ مقطعی رسانه‌های حزب الله بوده‌اند که فقط در وبلاگ این حقیر دیده می‌شده، و بعدها حضرات در دیدارهای تصادفی، به این امر اذعان کرده‌اند.

 

یکی دو بار هم در یکی دو جشنواره، از وبلاگ‌های این‌جانب تقدیر شده که آن اتفاق‌ها را نیز، شرکت این‌جانب در جشنواره‌ها و رقابت با دیگر وبلاگ نویسان رقم زده است.

 

بنده که خالص نیستم و در حسرت خلوص می‌سوزم؛ اما یک نویسنده هر چه قدر هم که خالص باشد، خیلی وقتها دوست دارد که دستِکم دیده شود.

 

گاهی سخت است که شاهد باشم دوستان بیایند وبلاگ را بخوانند، بهره‌شان را ببرند و حتی از نوشتن یک کامنت خشک و خالی هم پرهیز کنند. انگار «بسیجی امام خامنه‌ای» نه نوکر ولایت، که نوکر و خوراک رسانِ دوستان است و اگر چند صباحی هم بخواهد از نوشتن فاصله بگیرد و به چاله چوله‌های زندگی‌اش برسد، باید مورد عتاب حضرات دوستان و آشنایان قرار بگیرد که کجایی و چرا نمی‌نویسی؟ یعنی چرا وظیفۀ نوکری‌ات را انجام نمی‌دهی؟

 

گاهی سخت است که فلان دوست که در فلان ارگان مسئولیتی در این زمینه دارد، به جای این‌که مرد و مردانه تو را هم وارد میدان رسمی مجاهدت مجازی کند، با لطایف الحیل بخواهد بی‌جیره و مواجب (مادی و معنوی) تو را مستخدم مأموریت‌های خود کند و به زبان بی‌زبانی بگوید که من از تو بیگاری می‌کشم، اما تو این مقوله را لطف به حساب بیاور!

 

گاهی سخت است که بفهمی فلان رجل بیاید و مطالبت را بخواند و روحیه بگیرد، اما دریغ از این‌که حتی به واسطۀ اذنابش، روحیه‌ای به تو بدهد.

 

دردِ سرتان ندهم؛ یک وقت‌هایی هست که نویسنده حس می‌کند در این دنیای پرتلاطم، تنها و بی‌یاور، و بی جیره و مواجب، شده است نوکر کسانی که هم از بیت المال ارتزاق می‌کنند، هم پز عدم وابستگی می‌دهند، هم جانماز «اخلاص» آب می‌کشند و هم خود را از همه چیز و از همه کس بالاتر می‌دانند.

گاهی بندۀ حقیر کم می‌آورم و در این اوقات، به جای این‌که به شیطان سواری بدهم و به کلی میدان را خالی کنم، بنا به تجربه، چند صباحی فضای مجازی را ترک می‌کنم و می‌دانم که خیلی زود روحیه را بازسازی کرده، به سنگر بازخواهم گشت.

 

چرا مینویسم؟

شاید شما با خواندن بخش نخست این یادداشت، به بنده بگویید: ای «بسیجی امام خامنه‌ای»! تو بنویس او که باید ببیند می‌بیند! شاید بگویید این جماعت و آن جماعت را رها کن، ما مأمور به تکلیف هستیم و باید دِین خود را ادا کنیم و توجه نکنیم که مردم و دوستان حواس‌شان هست یا خیر؟

در این صورت پاسخ بنده به شما این است: دقیقاً به همین یک دلیل ساده ولی متقن است که این همه سال در این میدان حاضر بودهام؛ و درست به همین یک دلیل ساده، به فضل و حول و قوّه الهی، تا توان دارم، فضای مجازی را ترک نخواهم کرد و به تولید محتوا خواهم پرداخت.

 

دعا بفرمایید.

مطالب مشابه
ارسال دیدگاه جدید
شما میتوانید نظر و پیشنهاد خود راجب سایت و مطلب را برای ما ارسال کنید.

دیدگاهی ارسال نشده است!